السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

380

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

مىگفتند : خداوند عذابى خواهد فرستاد كه ما سالم مىمانيم ، امّا شما هلاك مىشويد ، قبطيان با تمسخر مىگفتند : اگر اين علامات نباشد ، پروردگارتان شما را نمىشناسد ؟ ! امّا آنها مىگفتند : پيامبر ما چنين فرمانى داده است ، پس وقتى كه صبح شد همهء جوانان آل فرعون در يك شب هلاك شدند و تعداد آنها بالغ بر هفتاد هزار نفر بود و سايرين با اندوه و ماتم مشغول دفن آنها گرديدند . و موسى و قومش كه ششصد و بيست هزار نفر بودند به جانب دريا روانه شدند و در ميان آنها بالاتر از هفتاد سال و كمتر از بيست سال وجود نداشت و همگى در سن جهاد و مقاتله بودند و موسى بر ساق سپاه ، هارون در پيشاپيش آن حركت مىكرد . از آن طرف فرعونيان وقتى از دفن جوانان خود فارغ شدند و متوجّه خروج بنى اسرائيل گشتند ، فرعون گفت : اين كار ، كار موسى است ، جوانان ما را كشت ، حالا هم فرار كرده ، ( ابن جريح ) مىگويد : فرعون در تعقيب موسى و قومش يك ميليون و پانصد هزار نفر افسر سپاهى را روانه كرد كه هر يك هزار نفر سرباز تحت فرمان داشتند و خود فرعون بدنبال آنها همراه صد هزار مرد جنگى كه هر يك سوار بر اسب تندرو و سياه رنگى بودند حركت كرد و همگى آنها دچار غرق شدند ، وقتى آنها غرق شدند ، موسى ( ع ) دو سپاه عظيم از بنى اسرائيل را كه هر يك شامل دوازده هزار نفر و تحت فرماندهى ( يوشع بن نون ) و ( كالب بن يوحنّا ) بودند ، بسوى شهرهاى فرعون گسيل داشت و در آن شهرها غير از زنان و كودكان و بيماران و افراد كهنسال كسى نمانده بود ، پس بنى اسرائيل همه اموال و ذخاير فرعونيان را به غنيمت بردند ، سپس يوشع در قوم فرعون دو مرد عادل را جانشين قرار داد و همگى با سلامت و غنيمت به نزد موسى بازگشتند . در تفسير ( على بن ابراهيم ) آمده است : بعد از آنكه قصر افسانه‌اى فرعون توسط جبرئيل ويران شد ، فرعون از هامان خواست تا ابزارى بسازد كه به وسيلهء آن بتواند در آسمانها پرواز كند ، شايد خداى موسى را بيابد ! آنها بر اين كار تختى فراهم كردند و آن را به پاى چهار كركس گرسنه متّصل نمودند و قسمت بالاى هر چهار پايه تكه گوشتى آويزان نمودند تا كركسها به طمع گوشت به پرواز در آيند ، پرندگان پرواز كردند و بعد از طى مسافتى طولانى درياها و زمين از نظر ناپديد شد ، وقتى سياهى همه جا را فرا گرفت ، فرعون خطاب به هامان گفت : آيا به خداى موسى رسيده‌ايم ؟